تبليغاتX
faheshenevesht-sobhdam-صبحدم
جنگ

با یهودیان برادریم اگر...

دیدگاه قرآن کریم در مورد رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر چیست؟

«هم زیستی مسالمت آمیز مذهبی» یک فکر اصیل اسلامی است و آیات متعددی از قرآن کریم، بدان سفارش نموده اند. از نظر قرآن کریم، جنگ مذهبی و ستیز به خاطر اختلافات عقیده به صورتی که در برخی از مذاهب دیگر دیده می شود – مانند جنگ های صلیبی مسیحیت – معنا ندارد. کینه توزی و دشمنی نسبت به پیروان ادیان دیگر ممنوع، و در پیش گرفتن روش های اهانت آمیز نسبت به دیگران، یک روش غیر دینی است.

قرآن کریم برای تأمین هم زیستی مسالمت آمیز راه های گوناگونی را سفارش نموده است که مهم ترین آنها عبارتند از:

1. آزادی عقیده و فکر

2. توجه به اصول مشترک

3. نفی نژاد پرستی

4. گفت و گوی مسالمت آمیز

5. استقبال از پیشنهاد صلح

6. پذیرش حقوق اقلیت ها

7. به رسمیت شناختن انبیا و كتب آسمانی

8. صلح بین المللی

9. مبارزه با توهمات برتری جویان? ادیان دیگر

10. تعاون در مسائل بین المللی

«هم زیستی مسالمت آمیز مذهبی» یک فکر اصیل اسلامی است؛ در حالی که در چهارده قرن قبل، مفهوم «هم زیستی» مذهبی برای بشر شناخته شده نبود.

قرآن کریم گروهی از مسیحیان و یهودیان را یاد می کند که راه تمسخر و تکفیر را نسبت به هم دیگر در پیش گرفته، با تحقیر، اهانت و پای مال نمودن حقوق انسانی یکدیگر، همواره آتش جنگ و اختلاف را شعله ور می سازند:

«و قالت الیهود لیست النصاری علی شیء و قالت النصاری لیست الیهود علی شیء و هم یتلون الکتاب کذلک قال الذین لایعلمون مثل قولهم فالله یحکم بینهم یوم القیامة فیما کانوا فیه یختلفون ؛ یهود گفتند: نصرانی ها بر حق نیستند و نصرانی ها گفتند: یهود بر حق نیستند؛ حال آن که اینان کتاب را تلاوت می کردند؛ کسانی هم که از حق چیزی نمی دانند، سخنی همانند سخن ایشان گفتند. سرانجام خداوند در روز قیامت در آنچه در اختلاف داشتند بین آنها داوری خواهد کرد» (1)

قرآن کریم برای تأمین هم زیستی مسالمت آمیز راه های گوناگونی را سفارش نموده است. در مطالب آینده به بررسی مهم ترین راه های همزیستی میان ادیان از منظر قرآن کریم خواهیم پرداخت.

ادامه دارد

پی نوشت:

1- سوره بقره؛ آیه 13.


گردآوری: مهدی ملکی
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 9:55 |


رازهاي مرگ 9

زمين، تنها سياره براي زيستن، در خطر است!

مراحل پنجگانه‌ي دنيا

 

"إعلموا أنّما الحيوةُ الدّنيا لَعِبٌ و لهوٌ و زينةٌ و تفاخرٌ بينكم و تكاثرٌ في الأموالِ و الأولادِ كمثلِ غيثٍ أعجبَ الكُفّارَ نباتُه ثم يهيجُ فتراه مُصفّراً ثم يكونُ حُطاماً و في الآخرةِ عذابٌ شديدٌ و مغفرةٌ من اللّهِ و رضوانٌ و ما الحيوةُ الدّنيا إلّا متاعُ الغرور"

بدانيد كه زندگاني دنيا، به حقيقت بازيچه‌اي كودكانه است و لهو و سرگرمي و آرايش و تفاخر و خودستايي با يكديگر، و حرصِ افزودن مال و فرزندان مي باشد. اين حقيقتِ دنياست و در مَثَل مانند باراني است كه به موقع ببارد و گياهي در پي آن از زمين برويد كه برزگر يا كافران دنياپرست را به شگفت آرد و سپس بنگري كه زرد و خشك شود و بپوسد. در جهان آخرت دنياطلبان را عذاب سخت جهنّم و مؤمنان را آمرزش و نيز خشنودي الهي نصيب است. بدانيد كه دنيا جز متاع فريب و غرور، چيزي نيست.

 

بنابراين، غفلت، سرگرمي، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهاي پنجگانه‌ي انسانِ دنيامدار را تشكيل مي‌دهد.

نخست، دوران كودكي است كه زندگي در هاله‌اي از غفلت، بي خبري و بازي فرو مي‌رود. سپس، مرحله نوجواني فرا مي‌رسد و سرگرمي، جاي بازي را مي‌گيرد. در اين مرحله انسان به دنبال مسائلي است كه او را به خود سرگرم‌ مي‌سازد و از مسائل جدّي دور مي‌دارد.

مرحله سوم، مرحله‌ي‌ جواني، شور، عشق و تجمّل پرستي است. در مرحله‌ي چهارم، احساساتِ كسبِ "مقام و فخر" در انسان خودنمايي مي‌كند و در مرحله‌ي پنجم، به فكر افزايش مال و جمع ثروت و نفرات مي‌افتد.

قرآن، همه‌ي‌ اين مراحل را متاع فريب و نيرنگ مي‌داند. بنابراين، دنيا ابزاري است براي خودفريبي و فريب دادن ديگران. اين، در مورد كساني است كه دنيا را هدف نهايي خود قرار مي‌دهند، به آن دل مي‌بندند، بر آن تكيه مي‌كنند و آخرين آرزويشان دست يازيدن به آن است.

از دنيا بپرهيزيد كه آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نمي‌رسد،و بلا و درد آن آرام نمي‌گيرد

اما اگر مواهب اين جهان مادّي وسيله‌اي براي وصول به ارزش‌هاي والاي انساني و سعادت جاودان باشد، هرگز دنياي مذموم نيست، بلكه مزرعه‌ي‌آخرت و پلي براي رسيدن به هدف‌هاي بزرگ است.

زمين، آسمان، ابر، باد، مه، آفتاب و ماهتاب، سراسر آيات الهي و مظاهر جمال و جلال حق، نشانه‌ي حق، مجراي فيض، آينه‌دار خداوند و ظهور حكمت عملي و پياده شده آن است و هرگز دنياي مصطلح نيست، بلكه دنيا، همان قراردادهاي ويژه‌اي است كه جهت زندگي مادي برنامه ريزي مي‌شود و انسان فريب آنها را مي‌خورد؛ مانند: فخرها، خيال‌زدگيها، دلباختگيها، پيوندهاي اعتباري، القاب، پست‌ و مقام‌ و جاه.

امير مؤمنان عليه‌السلام با واژگاني بليغ و زيبا، دنيا را چنين معرفي مي‌فرمايد: "تَغُرّ و تَضُرّ و تَمُرّ إنّ اللّهَ تعالي لم يُرضها ثواباً لأوليائه و لا عقاباً لأعدائه وإنّ أهلَ الدّنيا كركبٍ بينا هم حَلّوا إذ صاحَ بهم سائقهم فارتحلوا"1 ؛

دنيا با زينت و آرايش خود، فريب مي‌دهد و با بلا و گرفتاري‌هايش زيان مي‌رساند و به سرعت و شتاب مي‌گذرد. خداوند سبحان بر اثر حقارت و پستي دنيا،راضي نگشت كه آن را پاداش دوستان خود،يا كيفر دشمنانش قرار دهد. اهل دنيا مانند كارواني هستند كه فرود آمده اند تا رفع خستگي كنند ناگاه قافله‌سالار‌ آنان برآنها بانگ مي‌زند: كوچ كنيد كه اين مكان، جاي استراحت نيست. پس كوچ كنند.

غفلت، سرگرمي، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهاي پنجگانه‌ي انسانِ دنيامدار را تشكيل مي‌دهد

از اين رو با سفارش اكيد فرمود: "فعليكم بالجِدّ و الاجتهادِ و التّأهُّبِ و الاستعدادِ و التَّزوّدِ فى منزلِ الزّاد و لاتَغُرنّكم الحياةُ الدّنيا كما غَرّت من كان قبلَكم مِن الأمم الماضية و القرونِ الخالية..." ؛2

برشما باد به سعي و كوشش به طاعت و بندگي، آماده بودن و توشه برداشتن براي سفر آخرت در جاي توشه گرفتن. زندگي دنيا شما را فريب ندهد، چنان‌كه پيشينيان شما را كه گذشتند و رفتند فريب داد؛ آنان كه شير آن را دوشيدند و فريب آن را خوردند و شماره‌ي‌ آن را از بين برده روزهايش را به بي‌خبري به سر بردند و تازه‌ي‌ آن را كهنه كردند، خانه‌هايشان گورها و دارايي آنان ميراث ديگران گرديد. هر كه بر سر گورشان آمد نمي‌شناسند و به كسي كه برايشان بگريد اهميت نمي‌دهند، و به كسي كه آنان را بخواند پاسخ نمي‌دهند: "فاحَذروا الدّنيا فإنّها غَدّارةٌ غَرّارةٌ خَدوعٌ، مُعطيةٌ مَنوعٌ، مُلبسةٌ نَزوعٌ، لا يَدومُ رَخاؤُها و لا يَنقضي عَناؤُها و لا يَركدُ بَلاؤُها"3 ؛ پس از دنيا بپرهيزيد كه بسيار مكركننده،فريب دهنده و بازي دهنده است. بخشنده‌اي است پس گيرنده و پوشاننده‌اي است كَننده (اگر چند روزي به كسي روي آورد و كالايي به او ارزاني داشت، به زودي به او پشت كرده، از او پس مي‌گيرد). آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نمي‌رسد،و بلا و درد آن آرام نمي‌گيرد. 4

تاليف: استاد محمد حسين رحيمي - گروه دين و انديشه سايت تبيان

1  - نهج البلاغه، حكمت 415.

2  - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 230.

3 - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 230.

4 - معاد درقرآن:ص 61-64


+ نوشته شده توسط در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 9:55 |


شب

شناختنامه قرآن 36

 

سوره ی مبارکه ی سجده

 
سوره سجده سی و دومین سوره قرآن با 30 آیه است.غرض سوره تثبیت و تأکید بر امر معاد و ذکر دلیل بر این دو، وزدودن شبهه از دلهای مؤمنان است وبه نبوت و کتاب نیز اشاره می کند. علامتها و تفاوتهای مؤمنان حقیقی به آیات الهی و فاسقان خارج از زیّ عبودیت را بیان می کند. به مؤمنان وعده ی اموری را می دهد که خارج از حد تصور است و به فاسقان وعید به عذاب جاودانه و انتقام شدید می دهد.1
 

« تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»2 

از بسترهای خود پهلو تهی کرده، در دل شب هنگامی که تمامی چشمها به خواب رفته و جانها آرام گرفته‌اند به دعا در آستان پروردگاشان مشغول می شوند. امید به پاداش الهی و ترس از عقاب او را دارند نه مغرورنند ،نه ناامید. کار دائمی آنها انفاق در راه پروردگارشان است.

« فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ.»3

پروردگار عالم،  در مقابل مجاهدت آنان پاداشی را برایشان در نظر می گیرد که فوق تصور و ادراک آنهاست. پاداشی که با مشاهده ی آن چشمان آنها روشن می شود. این پاداشِ عمل آنها در زندگی دنیاست.4

 

 

تالیف: استاد محمد حسین رحیمی - گروه دین و اندیشه تبیان


1- - المیزان ج16ص248

2- سجده:32/16

3-سجده:32/17

4- المیزان ج16ص268-269

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 9:54 |


رازهای مرگ 11

 

مرگ

موت و اجل

 

خداوند سبحان می‌فرمایند: «مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى»1 هر موجودی در آسمان و زمین، بلکه خود آسمان و زمین دارای مهلت و اجلی محدود و معین می‌باشند. هر امتی نیز اجلی دارد که هرگز از آن اجل پیشی نگرفته و عقب نمی‌ماند. «مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا یَسْتَأْخِرُونَ»2

 اجل هر موجود، وقتی است که به آن رسیده و در آن استقرار می‌یابد و به همین خاطر از آن به «یوم» نیز تعبیر شده است:«قُل لَّكُم مِّیعَادُ یَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ»3 در جای دیگر می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن طِینٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ»4و خبر می‌دهد که «اجل مسمی» نزد اوست.

هر موجودی در آسمان و زمین دارای مهلت و اجلی محدود و معین می‌باشد

« مَا عِندَكُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ»5 خبر می‌دهد که آنچه نزد اوست، پایان نمی‌یابد، تغییر و تبدیل نمی‌پذیرد، در معرض فساد واقع نمی‌شود و زمان، و وقوع حوادث آن را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. پس «اجل مسمی»، ظرفی است محفوظ و ثابت که مظروف آن هیچ تغییر و تأثّر و پایانی ندارد.

"إنّما مثَلُ الحیوةِ الدّنیا كماءٍ أنزلناه من السّماءِ فاختَلطَ به نباتُ الأرضِ ممّا یأكلُ النّاسُ و الأنعامُ حتّی إذا أخذتِ الأرضُ زُخرفَها و ازّینّت و ظنّ أهلُها أنّهم قادرون علیها أتیها أمرُنا لیلا ً أو نهاراً فجعلناها حصیداً كأَنْ لم تَغنِ بالأمسِ كذلك نُفَصِّلُ الآیاتِ لقومٍ یتفكّرون"؛

همانا مَثَل زندگی دنیا مانند آبی است كه از آسمان‌ها فرو فرستادیم، تا با آن انواع مختلف گیاهِ زمین ،از آنچه آدمیان و حیوانات تغذیه كنند بروید. تا آن گاه كه زمین از خرّمی و سبزی به خود زیور بسته و آرایش كرده و اهل آن خود را بر آن قادر و متصرّف پندارند كه ناگهان فرمان ما به شب یا روز در رسد و آن همه زیور زمین را درو كند وچنان خشك شود كه گویی دیروز در آن سرزمین نبوده است. این گونه خدا آیاتش رابه روشنی، برای اهل فكرت بیان می‌كند.6

خداوند در آیه دیگر بسان تمثیل مزبور می‌فرماید: "وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیمًا تَذْرُوهُ الرِّیَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ مُّقْتَدِرًا"7 ؛ ای پیامبر برای آنها، زندگانی دنیا را این‌گونه مَثَل زن، كه ما آبی از آسمان نازل كردیم و با آن آب درختان و نباتات گوناگون زمین درهم پیچیده و خرّم بروید. سپس صبحگاهی همه درهم شكسته و خشك شود و به دست بادها زیر و زبر گردد و خدا بر همه چیز در جهان اقتدار كامل دارد.8

روز مرگ روز رجوع إلی الله و سوق یافتن به سوی اوست

خداوند خبر می‌دهد؛ زینت زمین مهلتی دارد، و با امری از جانب او، تحقق می‌یابد و به پایان می‌رسد. حیات دنیا نیز این گونه است. پس امری الهی، وجود دارد که اجل دنیا به توسط آن، فرا می‌رسد.

«مَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ»9از این حقیقت به رجوع إلی الله، مصیر الی الله و لقاء الله تعبیر شده است. این رجوع،همان خروج از دنیا، و ورود به عالم آخرت است. این همان «موت» است که خداوند تعالی آن را توصیف کرده ،نه آنچه که در ظاهر به چشم می‌آید، یعنی بطلان حس و حرکت و از بین رفتن حیات و خلاصه، فانی شدن و نیست شدن. «وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ»10خداوند مرگ را با صفت «حقّ» توصیف کرده است پس مرگ بطلان و عدم و نیست شدن نیست. و «َالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلَى رَبِّكَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ»11 روز مرگ روز رجوع إلی الله و سوق یافتن به سوی اوست.12

 

تالیف: استاد محمد حسین رحیمی - گروه دین و اندیشه سایت تبیان


1-الاحقاف:آیه 3 5-نحل: آیه 96 9-عنکبوت: آیه 5
2-المؤمنون:آیه 43 6-یونس: 24 10-ق: آیه 19
3-سبأ: آیه 30 7-كهف: آیه‌ی‌ 45 11-قیامت: 29-30
4-انعام: آیه 2 8-معاد در قرآن: ص59-60 12-الانسان: ص 58-60

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:54 |


رازهای مرگ 12

مرگ

مرگ از منظر روایات

قسمت اول

در شماره پیشین چیستی موت و اجل را برایتان آوردیم و گفتیم كه: خداوند مرگ را با صفت «حقّ» توصیف کرده است پس مرگ بطلان و عدم و نیست شدن نیست. و « وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلَى رَبِّكَ یَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ »1  روز مرگ روز رجوع إلی الله و سوق یافتن به سوی اوست.2  در این شماره و شماره آتی به بررسی روایات این مبحث خواهیم پرداخت.

 

جناب صدوق (رحمه الله) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل می‌کنند: «ماخُلقتم للفناءِ بل خُلقتم للبقاءِ و إنّما تننقلونَ من دارٍ الی دار»3  شما برای فانی شدن و نیست و نابود شدن خلق نشده‌اید بلكه برای بقاء آفریده شده‌اید و (با مرگ) فقط از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر منتقل می‌شوید.

ـ از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) درخواست شد مرگ را وصف كند، فرمود: برای گروهی نوید به نعمت‌های همیشگی است و برای دسته‌ای وعید به عذاب ابد و برای طایفه‌ای هول و ترس است: "إمّا بشارةٌ بنعیمِ الأبدِ وإمّا بشارةٌ بعذابِ الأبدِ، وإمّا تحزینٌ و تهویلٌ"4.

مرگ برای گروهی نوید به نعمت‌های همیشگی است و برای دسته‌ای وعید به عذاب ابد و برای طایفه‌ای هول و ترس است

از امام مجتبی (علیه‌السلام) سؤال شد: مرگی كه مردم به آن آگاهی ندارند چیست؟ فرمود: بزرگترین سروری است كه بر مؤمنان وارد می‌شود؛ چرا كه از سرای سختی‌ها به نعمت‌های همیشگی،انتقال می‌یابند و بزرگترین درد و مصیبت است بر كافران، زیرا از دنیا كه بهشتش محسوب می‌داشتند به آتشی منتقل خواهند شد كه هیچ نابودی و زوال ندارد: "ما الموتُ الذى جَهِلوه؟ قال: أعظمُ سرورٍ یرد علی المؤمنین إذ‌ نقلوا عن دارِالنّكدِ إلی نعیمِ الأبد، و أعظمُ ثبورٍ یرد علی الكافرین إذ نقلوا عن جنّتهم إلی نارٍلاتبید و لا تنفد"5.

امام حسین (علیه‌السلام) در روز عاشورا چهره‌ی‌ زیبایی از مرگ ترسیم كردند، در حالی كه آن به آن به مرگ نزدیك می‌شدند و چهره ملكوتی ایشان برافروخته تر و گل‌گون‌تر می‌گشت؛: "وقال علیُ بنُ الحسینِ علیهما السلام : لمّا اشتدَّ الامرُ بالحسینِ بنِ علیِّ بنِ أبی طالب علیهم السلام نَظَرَ إلیه من كان معه فإذا هو بخِلافهم لأنهم كلّما اشتدَّ الامرُ تغیَّرَتْ ألوانُهم و ارْتَعَدَتْ فرائِصُهم ووَجِلَتْ قُلوبُهُم ، وكان الحسین صلوات الله علیه وبعض من معه من خصائصه تُشرق ألوانهم ، وتُهدئُ جوارحُهم ، وتسكن نفوسهم ، فقال بعضُهُم لِبعضٍ : انظروا لا یُبالی بالموتِ ! فقال لهم الحسینُ علیه السلام صبراً بنى الكرام، فما الموتُ إلّا قنطرةٌ یَعبُرُ بِكُم عن البُؤسِ و الضّرّاء إلی الجنانِ الواسعةِ و النّعیمِ الدائمةِ، فأیُّكُم یَكره أن یَنتقل من سجنٍ إلی قصرٍ، و ما هو لأعدائكم إلا كمن ینتقل من قصرٍ إلی سجنٍ و عذابٍ، إنّ أبى حدّثنى عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله و سلم) إنّ الدّنیا سجنُ المؤمن و جنّةُ الكافر و الموت جسر هؤلاء إلی جنانهم و جسر هؤلاء إلی جحیمهم، ما كُذِبت و لا كَذِبت"6 ؛ امام سجّاد(علیه‌السلام) نقل فرموده‌اند:زمانی كه كار بر امام حسین(علیه‌السلام) شدت گرفت،كسانی كه با آن حضرت بودند به ایشان چشم دوختند .حال آن حضرت به خلاف حال آنها بود.

دنیا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ، پل آنان به باغ‌های بهشت و پل اینان به جهنّم خواهد بود

زمانی كه كار شدت پیدا میكرد،آنان به لرزه افتاده دلهاشان ترسان میگشت در حالی كه حسین(علیه‌السلام) وبعضی از یاران و خاصّان درگاهش چهره‌شان نورانی گشته جسم و جانشان آرام می گرفت .گروهی به یكدیگر می گفتند:نگاه كنید او از مرگ نمی ترسد.امام میفرمودند: شكیبایی كنید ای فرزندان مردان بزرگوار، مرگ تنها پلی است كه شما را از ناراحتیها و رنجها به باغ‌های وسیعِ بهشت و نعمت‌های جاودان منتقل می‌كند. كدام یك از شما از انتقال یافتن از زندان به قصر ناراحتید؟ امّا مردن نسبت به دشمنان شما مانند این است كه شخصی را از قصری به زندان و عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرمود: كه دنیا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ، پل آنان به باغ‌های بهشت و پل اینان به جهنّم خواهد بود. نه برایم دروغ گفته اند و نه من دروغ می‌گویم.

از امام سجّاد (علیه‌السلام) حقیقت مرگ را جویا شدند. فرمودند: "للمؤمن كنزع ثیابٍ وَسِخَةٍ قُملةٍ و فكِّ قیودٍ و أغلالٍ ثقیلةٍ و الاستبدال بأفخرِ الثّیابِ و أطیبها روائحَ و أوطیءِ المراكبِ و آنسِ المنازل و للكافر كخلعِ ثیابٍ فاخرةٍ و النقلِ عن منازلَ أنیسةٍ و الاستبدالِ بأوسخِ الثّیابِ و أخشَنِها و أوحَشِ المنازلِ و أعظمِ العذابِ"7 ؛ مرگ برای مؤمن مانند كندن لباس چركین و پر حشره است و گشودن غل و زنجیرهای سنگین و تبدیل آن به فاخرترین لباس‌ها و خوشبوترین عطرها و راهوارترین مركبها و مناسب‌ترین منزل‌ها و برای كافر مانند كندن لباس فاخر و انتقال از منزلهای مورد علاقه و تبدیل آن به چركترین و خشن‌ترین لباسها و وحشتناكترین منزلها و بزرگترین عذاب‌هاست.

ادامه این مبحث در شماره آینده...

 

تالیف: استاد محمد حسین رحیمی - گروه دین و اندیشه تبیان


1- قیامت: 29-30

2- الانسان: ص 58-60

3- بحار: ج 6 / ص 249/ ح 87 

4- بحار: ج 6، ص 153

5- بحار: ج 6، ص 154

6- بحار: ج 6، ص 154

7- بحار: ج 6، ص 154

 

+ نوشته شده توسط در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 9:54 |
صبحدم : مقالات سطح مقدماتي : مقالات سطح پيشرفته :اختراعات :قطعات الكترونيك: مدارات : تالار گفتمان

---------------------------------------------------------------------------------